مستند «آمریکای خشمگین ترامپ» - محصول ۲۰۱۶ بی‌بی‌سی

۱۰ ماه پیش ۱۳۸۹

آیا بناست امریکای ترامپ از تاریخ امریکا پاک شود؟

در پایان کار دولت ترامپ و به بهانه حمله هواداران او به کنگره

ششم ژانویه ۲۰۲۱ روزی بود که مشخص شد ترامپ بیش از دو هفته رییس جمهور امریکا نخواهد بود. ترامپی که صدای رفتنش با خشونت تمام از ساختمان کنگره بلند شد و اتفاقات بی سابقه‌ای را در تاریخ امریکا رقم زد. البته این خشونت صرفا به رفتن او محدود نمی‌شود و ما کم و بیش خاطره‌هایی از آمدن پر ماجرای ترامپ در ذهن داریم. اما حالا که رسما پایان کار او اعلام شده بد نیست این مستند را که سیمافکر درست چهار سال پیش و در بحبوحه رقابت‌های انتخاباتی منتشر کرد را با هم ببینیم تا شباهت این دو نقطه در کار ترامپ، یعنی آغاز و انجام کارش را بهتر متوجه شویم.

دو روز تا انتخابات امریکا مانده بود و نظر سنجی‌ها از نزدیکی دو کاندیدا حکایت داشت. انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا یک معمای بزرگ داشت. معمایی که کسی نمی‌دانست دقیقا چگونه چنین اقبالی در میان افکار عمومی آمریکا یافته است. معمای انتخابات امریکا ترامپ بود. هیلاری اندرسون خبرنگار بی بی سی به منطقه «بیکرز فیلد» در کالیفورنیا، یعنی قلب طرفداران ترامپ سفر می‌کند تا دریابد چرا ترامپ توانسته بود امریکا را هیپنوتیزم کند؟ او می‌خواست بفهمد چرا با وجود این همه نفرتی که از ترامپ وجود دارد او تا کنون دستکم نظر مثبت نیمی از مردم آمریکا را جلب کرده است؟
مستند «امریکای خشمگین ترامپ» بر مسئله مهاجران، سیاهان و مسلمانها تمرکز می‌کند تا نشان دهد آنچه کمپین انتخاباتی ترامپ بر آن سوار شده، نفرتی است که امریکا استعداد آن را داشته است. در این فیلم، تصویری متفرق و از هم گسیخته از آمریکای اقلیت‌ها مشاهده می‌کنیم. سیاست آلترناتیو، که پیش‌تر در آثار مستندسازانی چون مایکل مور می‌دیدیم، حالا فراتر از مستندنگاری‌های انتقادی، پای به عرصۀ رسمی سیاست در آمریکا گذاشته است. وسوسه می‌شویم که با خود بگوییم، سیاست آلترناتیو که همواره در میان هنرمندان و روشنفکران آمریکا به نحوی «سلبی» و همچون یک آرمان جلوه گر می‌شده است؛ سرانجام به لحظۀ کنشگری خود رسیده است. اما آیا ترامپ، می‌تواند سوژۀ این کنشگریِ نقاد، واقع شود؟ دستکم پاسخ هیلاری اندرسون به این پرسش منفی است. به باور او حتی اگر آمریکا سزاوار خشم باشد، آن آمریکایی که به ترامپ گرایش دارد، صرفا حامل خشم و نفرتی هیجان زده و ناپایدار است که افق روشنی را نوید نمی‌دهد. البته بی بی سی آشکارا شبکه‌ای طرفدار کلینتون است، و طبیعی است چنین نظری را دنبال کند. اما با این همه، ترامپ ممکن شده است و به ریاست جمهور آمریکا هم رسید. نسخه‌هایی مانند مستند اندرسون، هرچند جنبه‌های منفی روانی گرایش به ترامپ در آمریکا را نشان می‌دهند، اما نمی‌توانند از زمینه‌های واقعی و اجتماعی که این گرایش را ساخته و پرداخته است غفلت کنند.

امروز نه تنها دموکرات های امریکا بلکه جمهوری خواهان و حتی معاون ترامپ هم مخالف او هستند. چنین وضعی گویای آن است که ترامپ و امریکای ترامپ قرار است از تاریخ امریکا فراموش شود. انگار اجماعی شکل گرفته که بنا دارد امریکای ترامپ را از تاریخ این کشور پاک کند و او را به عنوان یک حادثه و پیش آمد معرفی کند. اما آیا امریکای ترامپ که زمانی در این کشور حدود پنجاه درصد رای آورد را میتوان صرفا یک اتفاق تلقی کرد؟

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

avatar
wpDiscuz