قسمت جدید «یک کتاب، یک گفتوگو»، در گفتوگو با محمد شمسالدینی به یکی از موثرترین داستانهای منتشر شده در قرن بیستم میپردازد. بعد از تمرکز بر تصویر آمریکا در خلال چندین رمان، نقطه مناسبی است برای پرداختن به اثری کاملاً متفاوت در سنتی متمایز. در آخرین گفتوگو پیرامون آمریکا به نقطه حساس نظم آهنین جامعه مدرن رسیدیم که آخرین صورت تمدن غربیست. در این قسمت با مراجعه به نویسندهای یهودی اهل چک، سعی کردهایم از منظری الهیاتی به این نظم آهنین نزدیک شویم. فرانتس کافکا با تکیه بر پیشینه خانوادگی خود و آشنایی با کتاب مقدس توانسته است مفهومی اساسی را از دل عهد عتیق بیرون بکشد و در قالب داستانی مدرن، پیش چشم ما قرار دهد.
رمان «مسخ» از جوانب گوناگون مورد بررسی قرار گرفته و هنوز هم مورد توجه منتقدان است ، اما آنچه در گفتوگو با محمد شمسالدینی وی گرفتهایم، ظرفیت عجیب آن در بازنمایی باطن زندگی ماشینی روزگار ماست. این رمان در ارائه تصویری موجز از زندگی محصور در بوروکراسی موفقیت خارقالعادهای داشته و ژرفای آن را با قدرت کاویده است.
تمرکز آقای شمسالدینی بر آیندهنگاری تکنولوژیک، به ما امکان داده تا روایت بنیادین کافکا از نظم آهنین بوروکراتیک را به اکنون دنیا کشانده و تصویری کافکایی از آیندهای شتابان ارائه دهد.
سالها آشنایی او با هوش مصنوعی و تألیف کتابی پیرامون وضعیت الهیاتی بشر در عصر سیطره این فناوری، امکان خوانشی دقیق و انتقادی از رمان مسخ کافکا را فراهم نموده است. گفتوگو پیرامون رمان مسخ، بدون آنکه موضوعی نامرتبط با رمان را بر جلسه «یک کتاب، یک گفتوگو» تحمیل کند، به جهان انسان-سایبری که در راه است کشیده شد تا شاید بتواند عینکی کافکایی برای دیدن دنیای پیش رو، به ما بدهد.
این گفتوگو و امثال آن ، اگر بتواند ما را به تناسب دنیای هوشمصنوعیمحور آینده و عهدین راهنمایی کند، حتما جلسه پرباری بوده است.